اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
373
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
اظلم لا يمنع منى من ظلم « اى ( فرزندان ) قصى اين چه كاريست در حرم ! بحرمت خانه و مكارم اخلاق سوگند كه بر من ستم مىشود و دست ستمكار از سرم كوتاه نمىگردد ( كسى بدادم نمىرسد ) » . پس قريش شرمنده شدند و ايستادند و پيمان بستند كه بر بيگانه و جز او ستم نشود و حق مظلوم از ظالم گرفته شود ، و در خانه عبد الله بن جدعان تيمى فراهم شدند ، و همپيمانها هاشم و اسد و زهره و تيم و حارث بن فهر بودند . پس قريش گفتند : اين پيمانى زائد است ، پس « حلف الفضول » ناميده شد . و بقول بعضى سه نفر بنامهاى فضل بن قضاعه و فضل بن حشاعه و فضل بن بضاعه [ 1 ] در اين پيمان بودند بدين جهت « حلف الفضول » ناميده شد . و نيز گفتهاند كه اين چند نفر در پيمانى از قبيله جرهم حاضر شدند كه بنام آنان « حلف الفضول » ناميده شد و پيمان اين سال را هم بدان تشبيه كردند . تعمير كعبه [ 2 ] هنگامى كه ميان قريش نزاعى برخاست ، رسول خدا كه بيست و پنج ساله بود ، حجر ( اسود ) را بجاى خودش نهاد و آن بدين جهت بود كه چون سيلى در مكه آمد و كعبه را ويران ساخت ، قريش ، ساختمان كعبه را از هم زدند ، و بقولى ديگر زنى از قريش كعبه را بخور مىداد پس شراره اى از آتش پريد و در كعبه را سوخت و طول آن نه ارش بود . پس آن را بهم زدند و نخست كسى كه با كلنگ دست به خراب كردن كعبه شد ، وليد بن مغيره مخزومى بود ، پس بنا را كندند تا به پايه هاى ابراهيم رسيدند و از آن هم سنگى كندند و سنگ برجست و بجاى خويش بازگشت و بدين جهت تعطيل
--> [ 1 ] حلبى : فضل بن فضاله ، فضل بن وداعه و فضل بن حارث . [ 2 ] ل : ص 17 .